
پرسش:
آیندة جوانان را از نظر گرایشهای دینی با روندی که فعلاً موجود است، چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ:
پیشبینی گرایشهای دینی جوانان در آینده تا حدود بسیاری به ارزیابی واقعنگرانه از وضعیت کنونی گرایشهای مذهبی جوانان بستگی دارد و تنها در این صورت است که میتوانیم آیندة جوانان و نوجوانان را از نظر گرایش به مذهب، مورد ارزیابی قرار دهیم.
در حال حاضر، جوانان از نظر گرایش به مذهب و رفتار مذهبی دو روند متضاد را میپیمایند. عدّهای
|
نظر
|

برای ارائه ی یک پاسخ جامع وکامل در آغاز لازم است تعریفی روشن از (رجعت) آورده، بعد زمان و جایگاه اعتقادی آن را از منظر عقل ونقل بیان نموده و در پایان، اشاره ی کوتاه به رجعت کنندگان و فلسفه و حکمت رجعت نماییم :
رجعت در لغت به معنای یک بار بازگشتن است(1) و در اصطلاح علم کلام در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه: خداوند گروهی از اموات را در هنگام ظهور حضرت مهدی آل محمد (عج) به همان صورتی که در عالم ماده داشتند به دنیا بر میگرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل میکند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران میگیرد.(2)
رجعت با اندک فاصله بعد از ظهور ولی عصر(عج) و پیش از شهادت آن حضرت و برپاشدن قیامت واقع خواهد شد. و بازگشت به دنیا طبق روایات اختصاص به مؤمن خالص و کافر خالص دارد. کما اینکه امام صادق _ علیه السلام _ در این باره فرموده:...

پرسش:
چرا خداوند متعال در میان این همه عبادات و اعمال، نماز را واجب کرده و این قدر اهمیت برای آن قائل شده است؟
پاسخ:
بر اثر حکمت خدای سبحان، هیچ کاری بیهوده از او صادر نمیشود، چون خداوند حکیم است و هر حکیمی کارش را با هدف انجام میدهد. پس کار خداوند دارای هدف است و بر اثر غنای ذاتی او هیچ چیزی نمیتواند هدف ذات حق باشد. زیرا لازمهاش آن است که ذات حق بدون آن هدف کامل نبوده و با نیل به آن هدف کامل شود و حال آنکه واجب الوجود عین کمال و نامحدود است و کمالی خارج از ذات او فرض نمیشود.
عبادت به عنوان هدف آفرینش انسان تعیین شده است و این تعیین، حکمتی دارد که غیر از آداب و احکام آن است. احکام عبادات ، واجباتی است که در کتب فقهی، مثل چگونگی وضو و نماز خواندن و واجبات نماز آمده است.(1)
از مهمترین عبادتها نماز است، زیرا نماز روح بندگی را در انسان تقویت میکند.
چنانکه حضرت امام رضا ـ علیه السّلام ـ در پاسخ نامهای که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود، چنین فرمودند: علت تشریع نماز| + ادامه مطلب

حجاب براساس جهانبینی توحیدی اسلام و در راستای رسیدن انسان به کمال است و مطابق با فیزیولوژی و روان شناسی زن و مرد و با توجه به قدرت شگرف غریزة جنسی و به منظور کنترل و تعدیل آن، تشریع شده است.
لباس و پوشش پدیدهای است که به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنة جغرافیایی زمین گسترش دارد و از دیرباز در اقوام و ملل مختلف نوعی پوشش وجود داشته است.(1) متأسفانه در غرب با گسترش تفکر لیبرالیسم جنسی و رواج کامیابی نامشروع، «برهنگی» فراگیر شده که امروزه شاهد پیآمدهای منفی آن هستند.
لباس و پوشش جدای از حفظ بدن و آراستگی آن دارای آثار عمیق است و رابطة مستقیمی با فرهنگ مردم دارد. در هر جامعهای نوع و کیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آن که تابع شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی آن است قویاً تابع جهانبینی و ارزشهای حاکم بر فرهنگ آن جامعه و حتی مبین آن جهانبینی است.(2) لذا مذاهب مختلف در نوع لباس مردم نقش مؤثری داشتند و در اسلام نیز بر لزوم پوشیدگی و حجاب به ویژه برای زنان تأکید شده و در قرآن کریم(3) بر رعایت آن تصریح گردیده است.
فلسفه حجاب زن:
امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) روز جمعه در کوفه سخنرانى زیبایى کرد، در پایان سخنرانى فرمود:
اى مردم ! هفت مصیبت بزرگ است که باید از آنها به خدا پناه ببریم :
1- عالمى که بلغزد.
2- عابدى که از عبادت خسته گردد.
3- مؤمنى که فقیر شود.
4- امینى که خیانت کند.
5- توانگرى که به فقر در افتد.
6- عزیزى که خوار گردد.
7- فقیرى که بیمار شود.
در این وفت مردى بر خواست ، عرض کرد:
یا امیرالمؤمنین ! خداوند در قرآن مى فرماید: ((ادعونى استجب لکم )) :
مرا بخوانید، دعا کنید، تا دعایتان را مستجاب کنم .
اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟
حضرت فرمود: علتش آن است که دلهاى شما در هشت مورد صاف نیست :
یک : این که خدا را شناختید، ولى حقش را آن طور که بر شما واجب بود به جا نیاوردید، از این رو آن شناخت به درد شما نخورد.
دو: به پیغمبر خدا ایمان آوردید ولى با دستورات او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟
سه : قرآن را خواندید ولى به آن عمل نکردید و گفتید:
قرآن را به گوش و دل مى پذیریم اما با آن به مخالفت برخواستید.
چهار: گفتید ما از آتش جهنم مى ترسیم در عین حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى روید.
پنج : گفتید ما از آتش جهنم مى ترسیم در عین حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى روید.
پنج : گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات کارهائى انجام مى دهید که شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق شما نسبت به بهشت کجاست ؟
شش : نعمت خدا را خوردید، ولى سپاسگزارى نکردید.
هفت : خداوند شما را به دشمنى با شیطان دستور داده و فرمود:
((ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا)) : شیطان دشمن شماست ، پس شما او را دشمن بدارید! به زبان با او دشمنى کردید ولى در عمل به دوستى با او برخاستید.
هشت : عیبهاى مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود بى خبر ماندید (نادیده گرفتید) و در نتیجه کسى را سرزنش مى کنید که خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى که شما درهاى دعا و راههاى آن را بسته اید. پس از خدا بترسید و عملهایتان را اصلاح کنید و امر به معروف کنید و نهى زا منکر نمایید تا خداوند دعاهایتان را مستجاب کند
بحارالانوار: ج 93، ص 277
آورده اند که روزى حضرت یحیى در میان راه ، ابلیس را با پنج الاغ دید که به دنبالش حرکت مى کنند. حضرت پرسید: بر پشت الاغها چه بار زده اى ؟
ابلیس گفت : مال التجاره اى است که به دنبال مشترى آن مى گردم ، حضرت گفت : بار الاغها چیست ؟ و مشترى آنها کیست ؟ ابلیس گفت : یکى از بارها ستم است و مشترى آن سلاطین و پادشاهان هستند، دیگرى خود بزرگ بینى است و مشترى آن اربابان و دهقانان هستند. سومى حسد است و مشترى آن علما و دانشمندان هستند، چهارمى خیانت است و مشترى آن تجار هستند و آخرین فریب و حیله است و مشترى آن زنان هستند.
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) و امیر المومنین (علیه السلام ) در روایتى مى فرمایند:
خداوند شش گروه از مردم را بدون محاسبه و بازپرسى به خاطر شش خصلت عذاب مى کند و در آتش دوزخ مى افکند:
1- امراء، فرمانروایان و پادشاهان به خاطر جور و ستم.
2- عرب به خاطر تعصب جاهلى .
3- تجار به خاطر خیانت (و دروغ ).
4- دهقانان و اشراف به خاطر تکبر و خود بزرگ بینى .
5- روستاییان به خاطر جهل و نادانى .
6- دانشمندان (و فقهاء) به خاطر حسد.
ابلیس نامه ، ص 132.

مردى خدمت امام حسین علیه السلام رسید، و عرض کرد که شخص گنه کارى هستم و نمى توانم خود را از معصیت نگهدارم ، لذا نیازمند نصایح آن حضرت مى باشم . امام علیه السلام فرمودند:
پنج کار را انجام بده ، بعد هر گناهى مى خواهى بکن
اول : روزى خدا را نخور، هر گناهى مایلى بکن
دوم : از ولایت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهى بکن
سوم : جایى را پیدا کن که خدا تو را نبیند، سپس هر گناهى مى خواهى بکن
چهارم : وقتى ملک الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او را از خودت دور کن و بعد هر گناهى مى خواهى بکن
پنجم : وقتى مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد، اگر امکان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مایلى انجام بده
بحار، ج 87، ص 126